رشيد الدين فضل الله همدانى

69

جامع التواريخ ( تاريخ اغوز ) ( فارسى )

فرستاد پيش قرقوت « 1 » كه خلاصهء ملك توى و كارى چنين و چنين پيش آمده است ، شك نيست كه حق به جانب تومان خان « 2 » است و تخت و مملكت از آن او است ، بيايند و آنچه راى او صواب بيند پيش نهند تا بر آن موجب پيش گيريم . قورقوت چون اين پيغام بشنيد آنجا آمد و كول اركى خان « 3 » تومان خان را طوى كرد و كاسه داشت . در آن حال كه آشها پيش آوردند ، در وقت آش خوردن گرگى پير آواز كرد . چون تومان خان بر زبان جمله جانوران واقف بود ، معلوم كرد كه آن گرگ چه مىگويد . گفت دريغا كه پير شدم و دويدن و رسيدن نمىتوانم ، و اگر مىرسم گرفتن نمىتوانم ، و اگر مىگيرم نمىتوانم دريدن . و اين سخن چون تمام شد ، گرگى جوان در جواب آن گرگ پير گفت : اگر تو پير شده‌اى و نمىتوانى ، ما مىتوانيم ؛ و هر جوان كه پير را مدد نكند او را چه اعتبار باشد . امشب ميغ و تاريكى و باد صعب خواهد بودن . اين تمامت چهارپايان كه جهت طوى آورده است ، تمامت را دنبه و شكم پاره كنيم و به تو دهيم تا از سر فراغت مىخورى ، و همواره ممدّ حال تو مىباشيم . در آن قرب سگى بود نام آن قرابراق « 4 » از آن كول‌اركى خان ، و گوسفندان مطبخ را گوش داشتى . جواب داد كه اگر پادشاه دنبهء گرم به من دهد ، من هرگز نگذارم كه شما در يك بره تصرّف كنيد . چون پادشاه‌زاده تومان بر اين حال واقف گشت و آشها معد نهاده بود ، دنبه برگرفت و بدان سگ داد . جمعى كه ملازم بودند سؤال كردند كه چگونه دنبه به سگ توان دادن . جواب داد كه به جهت آن دادم كه ميان ما و كول‌اركى خان دل ماندگى نباشد ؛ و همچنان كه گفته‌اند اگر كسى صدقه دهد نخست به سگ بايد دادن ، و من براى آن دادم كه سگ بىرنج باشد تا ما نيز بىرنج باشيم .

--> ( 1 ) . Qurqut ( 2 ) . Tum n - H n ( 3 ) . Kul'Arki - H n ( 4 ) . Qar Bar q